[ad_1]

زندگی لینات لیم از گرسنگی شکل می گیرد.

او هنوز 13 ساله نشده بود که خمرهای سرخ قدرت را در کامبوج به دست گرفتند و خانواده او را پاره کردند. رژیم توتالیتر او و چهار خواهر و برادرش را به اردوگاه های کار فرستاد که در آن آنها برنج کاشتند و کانال های آبیاری را از طلوع تا غروب آفتاب حفر کردند – هر دو با دو پیمانه برنج زنده ماند فرنی در روز. یکی ناپدید شد و هرگز پیدا نشد.

تنها چند ماه قبل از سقوط خمرهای سرخ در ژانویه 1979 ، پدر لیم بر اثر گرسنگی در میان تقریباً یک چهارم کامبوجی ها درگذشت که در کمتر از چهار سال بر اثر اعدام ، کار اجباری ، گرسنگی یا بیماری جان خود را از دست دادند.

از نظر لیم ، مهر پاک نشدنی از غم و اندوه دوران کودکی باعث ایجاد دو احساس در زندگی او شد: خدمت به مردم به عنوان پزشک و آماده سازی تعطیلات مجلل برای دوستان و خانواده – هر دو تا زمانی که در ژانویه به دلیل 19 ساله درگذشت.

در هفته قبل از مرگش در 58 سالگی ، او ده ها بیمار را تحت درمان قرار داد که در طی موج مرگبار زمستان به بیمارستان آبگرفتند در حالی که غذاهای خانگی را به بیمارستان می آوردند تا در تعطیلات در کنار همکاران بهداشتی خود لذت ببرند.

دکتر ویدوشی شارما ، که با لیم در مرکز پزشکی منطقه ای پزشکی در فرسنو ، کالیفرنیا کار می کرد ، گفت: “این تجربیات در طول جنگ ، او را فروتن و دلسوز مردم اطراف خود قرار داد.” “او همیشه می خواست به آنها کمک کند.”

داستان لیم در مورد رنج و پیروزی است.

در طول حکومت وحشیانه خمرهای سرخ و جنگ داخلی کامبوج قبل از وی ، لیم و نه خواهر و برادرش به طور پراکنده در مدرسه حضور داشتند. ویرانی جنگ ، خانواده را ابتدا از شهر کوچک خود به پنوم پنه پایتخت و سپس به حومه کشور مجبور کرد که خمرهای سرخ در سال 1975 قدرت را بدست گرفتند. به عنوان بخشی از چشم انداز خود برای ایجاد یک جامعه کشاورزی بی طبقه ، گروه کمونیست خانواده ها را تقسیم کرد و اردوگاه های کار روستایی

برادر کوچک وی ، ریتی لیم ، که همچنین در فرسنو زندگی می کند ، می گوید لیم از اردوگاه های کارگری زنده مانده بود زیرا او باهوش و باهوش بود. وی گفت: این گودال ها را حفر می کند ، خاک رس را در پشت خود بیرون می کشد ، در وسط رودخانه سد می سازد – همه آنها با غذا یا استراحت کم ،

او همچنین به یک شکارچی و ماهیگیر ماهر تبدیل شد و شناسایی گیاهانی را که برای خوردن آنها بی خطر است فرا گرفت.

وی گفت: “شما نمی توانید شرایط وحشتناک را تصور کنید.” “فکر کنید آنجا محلی است که شما مانند حیوانات وحشی زندگی می کنید و مردم به شما می گویند کار کنید. بدون کاغذ ، بدون قلم. شما روی زمین می خوابید. ما شاهد انواع مرگ ها بوده ایم. “

در سال 1979 نیروهای ویتنامی کامبوج را از دست خمرهای سرخ آزاد کردند. در اواخر همان سال ، لیم ، مادرش و خواهران و برادرانش به تایلند نفوذ کردند. ریتی لیم به یاد می آورد: “تمام خانواده از طریق مین عبور كردند.” در آنجا آنها منتظر ماندند و در اردوگاه های پناهندگان کار کردند. در یک اردوگاه ، آنها با یک دندانپزشک از دره مرکزی کالیفرنیا که در یک مأموریت پزشکی بود ، ملاقات کردند.

وقتی لیم و خانواده اش در سال 1982 وارد ایالات متحده شدند ، آنها در جورجیا فرود آمدند. اما او و یک برادر بزرگتر به دعوت دندانپزشکی که در اردوگاه پناهندگان تایلند دوست شد ، به زودی به شهر کوچک تفت ، کالیفرنیا ، در حدود 45 دقیقه غربی باکرزفیلد نقل مکان کردند.

ریتی لیم گفت: هنگامی که به زمین برخورد کرد ، 4 فوت 11 دینامیکی ، آن زمان 19 ساله ، توسط “عزم خالص” رانده شد.

در طی دو سال ، لین لیم انگلیسی را آموخت ، مدرک GED گرفت و از دانشکده تفت فارغ التحصیل شد – “رونق ، رونق ، رونق” ، برادرش یادآوری می کند. (او هنگامی که در غذاخوری غذاخوری کار می کرد شام های شکرگذاری سنتی را در آمریکای مرکزی یاد می گیرد کالج شهرداری ، که بعداً برای ده ها نفر از دوستان و خانواده آشپزی می کند.)

وی سپس به بازدید از فرسنو و سپس کالج پزشکی پنسیلوانیا رفت و روی کاناپه های دوستانش خوابید و از سایر پناهندگان کامبوج پول وام گرفت و خراش داد.

ریتی لیم گفت: “تصور كنید كه پول ندارید ، شما به تنهایی درس می خوانید ، در اتاق نشیمن شخص دیگری می خوابید.”

ریمی لیم گفت: لیم یک پزشک طب داخلی شد “زیرا او همیشه می خواست واقعاً با بسیاری از بیماران ارتباط داشته باشد.” پس از اقامت ، وی به دره مرکزی بازگشت تا در بیمارستان ها و کلینیک های جوامع کم برخوردار ، از جمله Porterville و Stockton ، که برخی از بیماران وی کارگران مزرعه و پناهندگان کامبوج بودند ، به تمرین بپردازد.

بر اساس تجزیه و تحلیل داده های بررسی جامعه آمریكا از موسسه سیاست های عمومی كالیفرنیا ، كالیفرنیا بیشترین جمعیت كامبوج را در این كشور دارد و تقریباً 89000 نفر از نژاد كامبوجی در سال 2019 هستند.

دکتر سونگ تان ، لانگ بیچ ، کالیفرنیا ، یک متخصص اطفال و بنیانگذار انجمن ، دو بار ، لیم در یک سفر داوطلبانه یک هفته ای به کامبوج به انجمن متخصصان بهداشت کامبوج در آمریکا پیوست ، جایی که او و دیگر پزشکان روزانه صدها بیمار را معالجه می کردند. CHPAA

تان به یاد می آورد: “او فردی خونگرم و بسیار لطیف بود.” “این فراتر از تعهد انجام کارهای ویژه برای بیماران بود.”

اخیراً ، لیم از ساعت 13:00 تا 01:00 در مرکز پزشکی منطقه ای جامعه در یک شیفت کاری کار می کرد. وی بیماران را از طریق بخش اورژانس پذیرفت و در آنجا در معرض افراد بیشماری از کووید قرار گرفت. دکتر نالا دول ، یک متخصص داخلی که با لیم نیز کار می کرد ، گفت که وی در هنگام شیوع بیماری شیفت های اضافی را انجام می داد ، وقتی بیمارستان کم کار بود داوطلب شد.

تان گفت: “او به من گفت كه هر روز تعداد بسیار زیادی بیمار وجود دارد و آنها تخت کافی ندارند و بیماران باید در راهرو منتظر بمانند.”

همکاران گفتند که او از خطرات آگاه بود اما کار خود را دوست داشت. لیم ، که ازدواج نکرده بود و فرزندی نداشت ، از جشن گرفتن شادی دیگران خوشحال شد. بعد از بازگشت در ساعت های پایانی از کار ، او کمی خوابید و سپس برای پخت غذا بلند شد. غذاهای مخصوص وی غذاهای کامبوجی ، تایلندی ، ویتنامی و ایتالیایی بود. گاهی اوقات او یک خوک کبابی کامل سفارش می داد ، که آن را به بیمارستان منتقل می کرد. شام فراموش نشدنی او برای 70 نفر یا بیشتر پذیرایی می کند.

دول گفت: “برای هر مناسبت که پیش می آید – اگر تولد باشد ، اگر حمام کودک باشد ، اگر شکرگذاری باشد – او می پزد ، غذا سفارش می دهد و همه را دور هم جمع می کند.” “او عاشق غذا دادن به مردم بود زیرا گرسنه و کمبود غذا داشت.”

هفته قبل از مرگ ، لیم تقریباً هر روز برای همکارانش آشپزی می کرد و برای شارما یک دوش کودک پر می کرد ، پر از شلوار استرچ مرغ و یک کیک زغال اخته.

شارما گفت: “ما هر روز ناهار را با هم می خوردیم.” دوش بگیرید ، سپس او رفته است.

لیم ، که دارای مشکلات سلامتی ، از جمله دیابت بود ، واکسینه نشد. خانواده و دوستان او را ترغیب کرده بودند که مراقب خودش باشد و قند خونش را چک کند و داروهایش را مصرف کند. شارما گفت: “او از همه مراقبت می کرد به جز خودش.”

در 15 ژانویه ، لیم از طریق تلفن به دوستانش گفت که او خسته ، بیمار است و در تنفس مشکل دارد. اما او گفت که حالش خوب خواهد شد ، فقط باید استراحت کند. سپس او دیگر از پاسخ دادن به تماس ها و پیامک ها دست کشید.

چند روز بعد که او برای کار حاضر نشد ، برادرش برای بررسی او در خانه رفت و او را روی کاناپه ای که درگذشت پیدا کرد.

اکنون برادر و همکارانش به خاطر از دست دادن یک زن و پزشک قابل توجه چه شده اند که اگر چه: اگر من زودتر او را چک می کردم چه؟ اگر واکسن زده شود چه؟ اگر او در هنگام شروع احساس بد از خودش مراقبت می کرد چه؟

شارما گفت: “داشتن کسی که همه اینها را در دوران کودکی پشت سر گذاشته و سپس به عنوان یک پزشک ، به عنوان یک فرد رشد کرده است ، به کشور جدیدی آموخته است ، انگلیسی یاد گرفته است ، بدون کمک مالی زیادی به مدرسه و دانشگاه می رود ، امری خارق العاده است.” . “شگفت انگیزه.”

این داستان بخشی از “گمشده در خط مقدم” ، پروژه ای از The Guardian و Kaiser Health News است که هدف آن مستند کردن زندگی کارکنان بهداشتی در ایالات متحده است که بر اثر COVID-19 می میرند ، و بررسی دلیل این تعداد قربانیان بیماری.

این داستان توسط KHN تولید شده است ، که توسط سلامتی کالیفرنیا ، یک سرویس تحریریه مستقل از بنیاد بهداشت کالیفرنیا ، منتشر شده است.

موضوعات مرتبط

تماس با ما ارسال یک نکته تاریخچه



[ad_2]

منبع: jonob-khabar.ir