[ad_1]

دختر یک متخصص داخلی در برانکس ، پدر یک پرستار در جنوب کالیفرنیا و پسر یک پرستار در مک آلن ، تگزاس ، از تأثیر غم و اندوه مرگ عزیزانشان از covid-19 می گوید.

این کارمندان بهداشتی در KHN و پروژه گمشده گاردین در سراسر سال از دست رفته بودند.


دکتر رضا چودوری بود متخصص داخلی با یک عمل خصوصی در برانکس و صدای معتمد در جامعه بنگال در نیویورک. دختر وی ، نیکیتا رحمان ، گفت که با وجود مشکلات عمده سلامتی که وی را در معرض خطر بیشتر عوارض قرار می دهد ، وی تا اواسط مارس سال گذشته بیماران را ملاقات کرده بود ، که علائم وی را نشان داد. وی در تاریخ 9 آوریل سال 2020 درگذشت.

تصویر صفحه از مشخصات KHN رضا چوودوری و گاردین گمشده در پایگاه داده Frontline.

نیکیتا رحمان ، دختر رضا چودوری:

درمانگر من می گوید که غم و اندوه آخرین عمل عشق است. هر وقت دلم برایش تنگ می شود ، به این فکر می کنم که چگونه دوست دارم او را دوباره ظاهر کنم. من این قاب بندی را دوست دارم. فکر می کنم تازه متوجه شدم که چقدر او را دوست دارم.

او چنان مورد علاقه جامعه بود كه فقط یك پزشك عمومی بود كه كار خود را واقعاً خوب انجام می داد و از او مراقبت می كرد و صادق بود. او بسیار حضور داشت و می توانست زندگی و لذت را در چیزهای کوچک مانند پیاده روی پیدا کند. او صبحانه اش را دوست داشت ، حتی اگر هر روز صبحانه یکسان باشد.

در ماه مارس ، من از کالیفرنیا به خانه رفتم تا در کنار خانواده ام باشم. من در مورد موارد حفره ای که در ایتالیا در حال رشد است خواندم و خودم را رها کردم. من و مادرم سعی کردیم پدرم را که دچار نقص ایمنی بود ، متقاعد کنیم تا از کار در خانه نماند. وی گفت: “نه ، مسئله چندان مهمی نیست.”

سپس ، از اواسط تا پایان ماه مارس ، او احساس بیماری کرد. در آن زمان همه آنقدر نگران بودند که بیمارستان ها بیش از حد بزرگ شده اند [guidance] شما نباید وارد می شدید مگر اینکه دیوانه وار بیمار باشید. سرانجام او را به بیمارستان منتقل کردیم. وی حدود 10 روز در آنجا بود و سپس دچار حمله قلبی شد.

گاهی اوقات من خودم می روم سر مزار پدرم و چای می آورم ، زیرا پدرم همیشه چای می نوشید و نامه هایی را می خواند که دوستانم در سال گذشته نوشته اند. او همیشه در حال پرورش چمن خوب بود [my mother, brother and I] برو ، ما چمن خوبی حمل می کنیم تا مطمئن شویم که نقشه او به خوبی حفظ شده است. او واقعاً داستانهای خوبی تعریف کرد. من برای ضبط های صوتی که او در آنها داستان می گوید ، هر کاری می کردم. اکنون شروع به ضبط مکالمات با اعضای خانواده کردم.

وقتی کسی می میرد ، دنیا ادامه می یابد. شما راه خواهید رفت و بسیار ناراحت هستید ، اما ممکن است افراد اطراف شما بخندند یا زندگی خود را ادامه دهند. شما می خواهید دنیا احساس شما را در درون منعکس کند. شما می خواهید باران ببارد. به دلیل همه گیری ، همه ناراضی هستند. همه در خانه هستند و باید سخت کار کنند. به نوعی خوب است که مجبور شوید بنشینید و پردازش کنید. از تقابل احساسات شما فرار نمی کند.


پارازو جدید بود یک پرستار عملی در جنوب کالیفرنیا و یکی از ده ها کارگر بهداشتی در فیلیپین که بر اثر بیماری کوید 19 درگذشت. پدرش ، چیتو پارازو ، او را به عنوان یک پرستار و دختر باتجربه و دلسوز توصیف می کند. وی در 5 سپتامبر سال 2020 درگذشت.

عکس صفحه نمایه KHN Nueva Parazo Singian و پایگاه داده “The Loar on the Frontline” از The Guardian.

چیتو پارازو، پدر نوئوا پارازو سینگ یانگ:

درست است که زندگی باید ادامه داشته باشد ، اما هرگز مانند گذشته نخواهد بود. من 70 ساله ام شاید 10 ، 15 سال دیگر مانده است. شاید کمتر. البته ، من خوشحالم که هنوز زنده هستم ، اما برای من فقط حرکات را برای زندگی تجربه می کنیم. ما پسر 9 ساله خود خشایارشا را سالها پیش در یک تصادف از دست دادیم و هنوز هم نمی توانم واقعیت مرگ وی را بپذیرم. فرزندانم جواهرات بی ارزش زندگی من بودند و من هر دو را گم کردم.

در روزهای ابتدایی همه گیری ، من پرسیدم [Nueva] ارائه مرخصی وی گفت: “من فقط نمی توانم به این افراد درمانده پشت کنم. این شغلی است که من انتخاب کردم. “

پسر کوچکش او را در 3 آگوست به بیمارستان منتقل کرد زیرا از سختی تنفس شکایت داشت. او احتمالاً گمان كرده است كه ويروس را آلوده كرده است. وقتی همسرم در ماه دسامبر با یک حلزون در همان بیمارستان بستری شد ، کارمندان به یاد نوئوا افتادند. آنها گفتند: “ما سعی کردیم او را نجات دهیم ، آقای پارازو ، اما نتوانستیم.” ریه های او بسیار آسیب دیده بود. “

من خیلی به او افتخار می کنم. او تمام تلاش خود را برای نجات مردم با وجود همه خطراتی که با آن روبرو بود ، انجام داد.

من پس از مرگ نوئوا سرم را تراشیدم و قول دادم که پس از اولین سالگرد مرگش اجازه رشد او را بدهم. من برای مقابله با افسردگی خود دارو مصرف کردم. علیرغم این واقعیت که من در هر دو زانو آرتروز پسوریازیس ، خار استخوان در پای چپ و تنگی نخاع دارم ، من هنوز بولینگ می کنم تا آنچه را فراموش کرده ام فراموش کنم. سخت است ، اما من باید برای سه نوه و همسرم قوی باشم.


جسیکا کاوازوس بود یک پرستار در مک آلن ، تگزاسو عضوی از خانواده که همه برای توصیه های حکیمانه و دوز خوش بینی به او متوسل می شوند. کاوازوس پسرش جادن آرینگتون را از سال 2013 ندیده بود. پس از مرگ وی در 12 ژوئیه سال 2020 ، آرینگتون 19 ساله با خانواده اش پیوست.

تصویر صفحه از مشخصات KHN جسیکا کاوازوس و The Loar از The Guardian در پایگاه داده Frontline.

جیدن آرینگتونپسر جسیکا کاوازوس:

من به او مادر گفتم. برخی مشکلات خانوادگی وجود داشت که مانع از این می شد که وقت بیشتری با او داشته باشم و زندگی برایم دشوار است. من از 10 سالگی او را ندیده بودم. وقتی 17 سالم بود ، به او زنگ زدم و دو یا سه ساعت با هم صحبت کردیم و من تصور کردم که وقتی 18 ساله شدم ، دوباره دیدن او را شروع می کنم. او بدون داشتن پسری از خودش گذشت.

بعضی روزها نمی توانم کار کنم یا بپذیرم که تاریخ انقضا برخی از افراد آن چیزی نیست که شما می خواهید.

من آموختم که خدا آن را آنطور که می خواهی به تو نمی دهد. او آن را به نوعی به شما می دهد تا ببیند چگونه گزاف گویی خواهید کرد. من در چند ماه گذشته بزرگ شدم. من یاد گرفتم که چگونه احساسات خود را کنترل کنم و نسبت به آنچه در زندگی به من داده می شود بازتر باشم. و همچنین بیشتر از آنچه من دارم سپاسگزارم.

از آن زمان ، من مسائل را کمی متفاوت می بینم [my mom died]. من سعی می کنم راهی پیدا کنم که هر روز یک روز خوب باشد که من از چیزی پشیمان نشوم یا بر کسی تأثیر منفی بگذارم. سعی می کنم افرادی را در اطراف خود نگه دارم که می دانم می توانند به من کمک کنند تا از روزهایم زنده بمانم.

در این ماه امیدوارم نامه قبولی دریافت کنم [to a nursing program]. من می خواهم یک پرستار ثبت نام کنم ، درست مثل مامان.


این مکالمات کوتاه و ویرایش شده اند.

مطالب مرتبط

تماس با ما ارسال یک نکته تاریخچه

[ad_2]

منبع: jonob-khabar.ir