پس از نزدیک به 60 سال ازدواج ، این زوج در میسوری تا پایان در کنار هم ماندند


آرتور کلی به سختی توانست پاییز گذشته صدای خود را از زمزمه بلند کند وقتی به دستیاری گفت هرگز دوست ندارد همسرش مگی تنها باشد. کلی بعد از نزدیک به 60 سال ازدواج ، پنج فرزند و یک عمر پیروزی بیشتر از شکست ، کلی می خواست در کنار همسر بیمار خود باشد ، حتی اگر زن نمی دانست او آنجاست.

باید کنار او باشد. اما مانند بسیاری دیگر که در اثر covid-19 مردند ، او بدون خانواده اش درگذشت.

زوال عقل حافظه مگی کلی را از او سلب کرده بود ، بنابراین خانواده اش او را در سال 2015 به خانه سالمندان منتقل کردند. آرتور که در خانه برای بیماری پارکینسون تحت درمان بود ، دو سال بعد به همان مرکز حومه سنت لوئیس نقل مکان کرد. به مگی نزدیکتر باشم

کوین کلی ، پسر کوچک آنها گفت: “این به معنای واقعی کلمه یک انتخاب بود که با مادرم به آنجا برویم.” “او واقعاً دوست داشت آنجا باشد.”

والدین آنها غذا مشترک داشتند ، تلویزیون تماشا می کردند و سه سال در یک اتاق می خوابیدند. آنها فقط یک بار از هم جدا شدند ، وقتی مگی 81 ساله در اوایل ماه اوت یک مورد بدون علامت از عروق کرونر دریافت کرد.

لیسا کلی تیت ، دختر بزرگ آنها گفت: “او همانطور که سوپرمن از لوئیس لین دفاع می کند از او دفاع کرد.” “با او اینطور بود.”

آرتور و مگی کلی با هدایت کلیسای باپتیست مبلغ بزرگ ایمان ، این سالگرد را جشن می گیرند. این زوج با اختلاف 30 روز در سال 2020 درگذشت. مراسم تشییع جنازه دو برابر پایان نزدیک به 60 سال زندگی مشترک یک زوج است.(دریک وارنر)

آرتور 80 ساله اغلب می پرسید چه زمانی می تواند همسرش را دوباره ببیند؟

كلی تیت كه یكی از مسئولان خانه سالمندان به او گفت ، گفت: “او می خواست مطمئن شود كه از او عبور نكرده است.” “کار او این بود که مطمئن شود در کنار او است. شاید آن وقت می دانست که وقتش طولانی نخواهد شد. “

مگی قرنطینه خود را تمام کرد و آنها دوباره به هم پیوستند. اما فقط برای مدت کوتاهی. وی در تاریخ 2 نوامبر بر اثر عوارض ناشی از زوال عقل درگذشت.

بعدازظهر آن روز آرتور به بهترین شکل ممکن دست او را گرفت. وقتی کلی تیت وارد شد ، او هنوز هم دست نگه داشته بود ، بنابراین او دست دیگر مادرش را گرفت. او ناخن های مگی را با رنگ قرمز ، رنگ مورد علاقه خود ، رنگ آمیزی کرد. اما آرتور هنوز وقت بیشتری را با مگی می خواست.

کلی تیت به یاد می آورد: “مدتی طول کشید تا او مرا مجبور کرد که مبلغ را صدا کنم تا او را بردارم.” “او گفت ،” من می خواهم او را اینجا با من کمی بیشتر. “

مگی و آرتور در کوفیویل ، می سی سی پی ، شهری کوچک در حدود 90 مایلی جنوب ممفیس ، تنسی ، با هم بزرگ شدند. مگی دختر یک معلم و یک کشاورز بود. آرتور به خانواده اش کمک کرد تا کار خشکشویی خود را انجام دهند. وی همچنین نواختن پیانو را به اندازه کافی یاد گرفت تا بتواند در جوکی های جوکی و کلیساها اجرا کند.

روابط آنها در دبیرستان شکوفا شد. آرتور قبل از رفتن به دانشگاه ، مگی را به محوطه جشن تحویل گرفت. مگی در دو کالج تاریخی سیاه پوستان در می سی سی پی تحصیل کرد: آنچه اکنون به عنوان دانشگاه ایالتی آلکورن در لورمان و کالج راست در هالی اسپرینگز شناخته می شود. آرتور جنوب را به قصد غرب میانه ترک کرد و در آنجا در دانشگاه ایلینوی جنوبی در کاربوندیل تحصیل کرد.

پس از عروسی آنها در 3 ژوئن 1961 در Coffeeville – مگی با لباس توری و خط گردن شیرین از راهرو پایین رفت. هنگامی که این زوج تصمیم گرفتند در سنت لوئیس ریشه بگیرند آرتور کت سفید و لبخندی گشاد به تن کرد. زندگی آنها حول و حوش فرزندانی بود که به زودی صاحب آن شدند ، کلیسا و موسیقی. مگی در حالی که آرتور آسیب شناسی گفتاری می خواند ، مدرسه ابتدایی را تدریس می کرد و از آنها مراقبت می کرد.

دختر کوچکشان جینا کلی می گوید: “آنها همیشه در مورد چگونگی همکاری با یکدیگر صحبت می کردند.” “آنها به عنوان یک تیم کار کردند.”

این زوج در دبیرستان مرکزی در کوفیویل ، می سی سی پی ، شهری کوچک در 90 مایلی جنوب ممفیس ، تنسی تحصیل کردند. مگی در سال 1956 فارغ التحصیل شد و آرتور دیپلم دبیرستان را در سال 1957 گرفت. (خانواده کلی)

آرتور کلی در سال 1977 کشیش کلیسای باپتیست مبلغ مذهبی بزرگتر در شمال سنت لوئیس شد. آرتور و مگی کلی در اوایل دهه 1990 در کلیسا عکس گرفتند. (ارما مور)

در سال 1977 آرتور کشیش کلیسای باپتیست مبلغ مذهبی بزرگ ایمان شد. فرزندان آنها می گویند زندگی را به عنوان یک آسیب شناس و وزیر اداره می کند. مگی ، که در آن زمان در خانه بود و کودکان را به طور تمام وقت تربیت می کرد ، روالی را برای آنها تعیین کرد که شامل نماز ، موسیقی انجیل و غذاهای خانگی از جمله کیک مورد علاقه خود در بار هیت بود.

آرتور و مگی کلی در اوقات خوب و بد به یکدیگر فداکار بودند. یکی از سخت ترین لحظات آنها مرگ پسر 3 ساله آنها آرتور جونیور بود.

در سالهای آخر زندگی ، هر دو با سلامتی خود دست و پنجه نرم می کردند ، اما هرگز از شرایط خود شکایت نمی کردند. در عوض ، آنها هنگام پیگیری چالشهای بیماری پارکینسون با پیشرفت زوال عقل ، به ایمان خود اعتماد کردند.

پسر آنها كایل کلی گفت: “گاهی اوقات می گفتم اگر پدر من بدن مادرم را داشته باشد و مادرم مغز پدر ما ، حال ما خوب است.”

پس از مرگ مگی ، آرتور به فرزندانش کمک کرد تا برای او مراسم تشییع جنازه ترتیب دهند. او تابوت او را انتخاب کرد و سپس یکی را برای خودش انتخاب کرد. دو فرزندش او را از روی صندلی بلند کردند تا بتواند داخل آن را ببیند.

کلی تیت به یاد می آورد: “او گفت ،” من این را دوست دارم “. “من گفتم ، خوب ، ما این را در ذهن خود نگه می داریم ، بدون اینکه فکر کنم 30 روز بعد اتفاق بیفتد.”

وی همچنین برای گرفتن ویروس مسری به کوویید ، یکی از بیش از نیم میلیون نفر از ساکنان خانه های سالمندان در سراسر کشور ، مراجعه کرده بود. آرتور می خواست در خدمت همسرش شرکت کند ، بنابراین خانواده اش تصمیم گرفتند تا زمان بهبودی مراسم خاکسپاری متوقف شود.

او هرگز بهبود نیافت. دقیقاً یک ماه پس از مرگ مگی ، وی در بخش یکی از بیمارستان های اطراف درگذشت. هیچ خانواده ای اجازه نداشت با او باشد. پرستاری پس از مرگ وی ، از طریق فیلم ، کلی تیت را نامید.

اما خانواده برای تشییع جنازه دوتایی با تابوتهای نزدیک هم جمع شدند ، آرتور بنفش برای مگی و تابوت ماهاگونی را که برای خودش انتخاب کرده بود.

مطالب مرتبط

تماس با ما ارسال یک نکته تاریخچه




منبع: jonob-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>